1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫-چشمان سوگوار-

2
00:01:31,570 --> 00:01:35,950
‫قسمت ۹

3
00:01:38,170 --> 00:01:39,660
‫دکه غذا هنوز اینجاست.

4
00:01:43,540 --> 00:01:45,500
‫انگار غذاش واقعیه.

5
00:01:51,920 --> 00:01:53,170
‫برای من...

6
00:01:59,560 --> 00:02:01,990
‫«این یک اعلان مأموریت است.»

7
00:02:01,990 --> 00:02:04,220
‫«لطفاً بلافاصله پس از دریافت، به طبقه پایین بیایید.»

8
00:02:04,780 --> 00:02:07,190
‫«یک خودروی مشکی در ورودی هتل منتظر شماست.»

9
00:02:07,730 --> 00:02:11,150
‫«شخصِ داخل خودرو جزئیات مأموریت را به شما خواهد گفت.»

10
00:02:11,270 --> 00:02:13,770
‫یادت باشه، خطر هیچ‌وقت دور نیست.

11
00:02:13,770 --> 00:02:15,040
‫گوش‌به‌زنگ باش.

12
00:02:15,040 --> 00:02:16,870
‫یکی یه یادداشت برات گذاشته بود پذیرش.

13
00:02:16,870 --> 00:02:18,360
‫سر راهم که میومدم آوردمش.

14
00:02:20,820 --> 00:02:23,640
‫کالج یهو برام ایمیل مأموریت فرستاده.

15
00:02:24,320 --> 00:02:26,440
‫اتفاق فوری‌ای افتاده؟

16
00:02:27,160 --> 00:02:30,990
‫چرا به جای من سراغ «چو زیهانگ» نرفتن؟

17
00:02:37,240 --> 00:02:39,270
‫یه ماشین مشکی.

18
00:02:39,270 --> 00:02:40,310
‫مشکی...

19
00:02:42,790 --> 00:02:45,380
‫اووه! چه ماشین لوکسی!

20
00:02:46,200 --> 00:02:47,400
‫پلاکش درسته.

21
00:02:47,400 --> 00:02:48,890
‫اومده دنبال من.

22
00:02:49,900 --> 00:02:52,040
‫این دورگه‌ها همشون عشقِ پُز دادن دارن؟

23
00:02:52,960 --> 00:02:55,170
‫عجب! توش دیده نمیشه!

24
00:02:55,170 --> 00:02:57,000
‫هوی! کی اون توئه؟

25
00:02:57,000 --> 00:02:58,070
‫کوری مگه؟

26
00:02:58,070 --> 00:02:59,610
‫درِ ماشین خورد بهم.

27
00:02:59,610 --> 00:03:00,240
‫تو...

28
00:03:00,800 --> 00:03:02,530
‫سلام، لو مینگ‌فی.

29
00:03:04,580 --> 00:03:06,490
‫سلام قربان. راستش، من فقط داشتم...

30
00:03:06,490 --> 00:03:07,370
‫سوار شو.

31
00:03:13,170 --> 00:03:17,000
‫قربان، این ماشین که راننده نداره.

32
00:03:17,000 --> 00:03:18,880
‫«نورما» داره رانندگی می‌کنه.

33
00:03:19,450 --> 00:03:21,340
‫سلام، لو مینگ‌فی.

34
00:03:21,340 --> 00:03:22,920
‫اوه، سلام نورما.

35
00:03:23,670 --> 00:03:24,880
‫الان دیگه خوشحالی؟

36
00:03:24,880 --> 00:03:26,850
‫آره، خوشحالم. خیلی خوشحال.

37
00:03:27,390 --> 00:03:31,140
‫قربان، شما هم بخاطر اعتصابات تو شیکاگو گیر کردین؟

38
00:03:31,140 --> 00:03:32,350
‫یه جورایی.

39
00:03:32,710 --> 00:03:36,980
‫اولش برنامه داشتم دو روز بمونم تا تو یه حراجی شرکت کنم.

40
00:03:36,980 --> 00:03:39,220
‫آهان، پس اون نامه...

41
00:03:39,220 --> 00:03:42,840
‫بله. تو قراره برای انجام یه مأموریت با من به حراجی بیای.

42
00:03:42,840 --> 00:03:46,610
‫«ساتبیز» یکی از معتبرترین حراجی‌های دنیاست،

43
00:03:46,610 --> 00:03:48,830
‫و یه مرکز بزرگ برای آثار هنری.

44
00:03:49,230 --> 00:03:50,330
‫واو...

45
00:03:50,880 --> 00:03:53,000
‫همشون عتیقه‌های بی‌قیمتن.

46
00:03:53,440 --> 00:03:54,280
‫اما...

47
00:03:54,960 --> 00:03:55,790
‫اما...

48
00:03:56,170 --> 00:03:56,840
‫چی شده؟

49
00:03:57,360 --> 00:04:01,850
‫قربان، نباید برای همچین مأموریتی حداقل یکم آمادگی داشته باشیم؟

50
00:04:01,850 --> 00:04:04,090
‫حتی اگه شما با «زمان صفر» وقت رو نگه دارید،

51
00:04:04,470 --> 00:04:06,480
‫بازم دزدیدن این‌همه عتیقه ریسکش بالاست.

52
00:04:06,480 --> 00:04:08,100
‫فکر کردی برای چی داریم میریم اونجا؟

53
00:04:08,430 --> 00:04:09,290
‫فهمیدم.

54
00:04:10,000 --> 00:04:11,230
‫معلومه، برای...

55
00:04:11,770 --> 00:04:13,120
‫انجام این کار!

56
00:04:14,600 --> 00:04:16,670
‫فکر کردی من تو رو با خودم می‌برم دزدی؟

57
00:04:16,670 --> 00:04:18,680
‫ها؟ یعنی قضیه دزدی نیست؟

58
00:04:18,680 --> 00:04:19,790
‫معلومه که نه.

59
00:04:23,970 --> 00:04:25,550
‫آخیش، زهرترکم کردی.

60
00:04:26,260 --> 00:04:28,810
‫ما دنبال چیزایی که توی لیست نوشته شده نیستیم.

61
00:04:28,810 --> 00:04:30,580
‫این یه حراجیِ هدفمنده،

62
00:04:30,580 --> 00:04:34,720
‫که توش آیتم‌هایی که از نظر قانونی محدودیت خاص دارن حراج میشن.

63
00:04:34,720 --> 00:04:37,790
‫برای همین، فقط مشتریای خاص دعوت میشن.

64
00:04:37,790 --> 00:04:41,820
‫به هر حال، چیزایی که تو این حراجی‌ها پیدا میشن معمولاً منشأ نامشخص دارن،

65
00:04:41,820 --> 00:04:45,130
‫و حتی حراجی‌های بزرگ هم جرئت نمی‌کنن عمومی‌شون کنن.

66
00:04:45,130 --> 00:04:50,100
‫یه سری چیزای جالب هست که فقط با حضور فیزیکی میشه دیدشون.

67
00:04:50,100 --> 00:04:53,430
‫پس... واقعاً فقط داریم میریم قیمت بدیم؟

68
00:04:53,430 --> 00:04:56,940
‫قطعاً. حراجی رفتن یعنی قیمت دادن روی اجناس.

69
00:04:58,100 --> 00:05:00,270
‫آها، این خوبه، این خیلی خوبه.

70
00:05:01,860 --> 00:05:03,120
‫«آنجو» اینجاست.

71
00:05:03,820 --> 00:05:06,950
‫حصار «یانلینگ» رو فعال کنید و گیرشون بندازید.

72
00:05:20,360 --> 00:05:24,550
‫قربان... الان اتفاقی افتاد؟

73
00:05:24,550 --> 00:05:28,390
‫ما همین الان وارد یه هزارتوی مجازی شدیم که توسط «یانلینگ» ساخته شده،

74
00:05:28,390 --> 00:05:30,140
‫معمولاً برای به دام انداختن دورگه‌ها استفاده میشه.

75
00:05:30,140 --> 00:05:32,180
‫در محدوده این حصار،

76
00:05:32,180 --> 00:05:34,600
‫هر کسی که اصل و نسب (بلادلاین) نداشته باشه، راهش سد میشه.

77
00:05:34,600 --> 00:05:36,940
‫پس من چطوری بدون اصل و نسب وارد شدم؟

78
00:05:36,940 --> 00:05:38,560
‫تو رتبه S هستی.

79
00:05:39,010 --> 00:05:40,980
‫قدم بعدی‌شون چیه؟

80
00:05:40,980 --> 00:05:42,240
‫احتمالاً کشتن ما.

81
00:05:42,240 --> 00:05:46,070
‫آوای مارپیچ، برخیزاندنِ پایه‌های زمین.

82
00:05:46,460 --> 00:05:49,080
‫یانلینگ: تا‌خوردگی (Fold)!

83
00:05:46,460 --> 00:05:49,080
‫ز-زمین... د-داره لوله میشه!

84
00:05:49,080 --> 00:05:50,330
‫زود برمی‌گردم.

85
00:05:50,330 --> 00:05:51,490
‫پس من چی...

86
00:06:07,820 --> 00:06:10,010
‫ق-قربان، دا-دارید چیکار می‌کنید...

87
00:06:10,010 --> 00:06:11,390
‫تو ماشین بمون و تکون نخور.

88
00:06:11,390 --> 00:06:13,260
‫نورما، مراقب لو مینگ‌فی باش.

89
00:06:13,260 --> 00:06:14,220
‫بله قربان.

90
00:06:18,010 --> 00:06:19,390
‫از آنجو بعید نبود.

91
00:06:19,890 --> 00:06:22,520
‫اون حتی وقتی از یانلینگ استفاده نمی‌کنه هم حریف سختیه.

92
00:06:22,520 --> 00:06:24,820
‫ما چهار نفریم. ازش نمی‌ترسیم.

93
00:06:24,820 --> 00:06:26,360
‫بذار دوباره از «تاخوردگی» استفاده کنیم.

94
00:06:26,360 --> 00:06:28,360
‫باشه. این دفعه من محدوده رو بازتر می‌کنم.

95
00:06:31,280 --> 00:06:34,780
‫شیون کن، دنیایِ در مشتِ من. یانلینگ: تراکم (Compression)!

96
00:06:39,560 --> 00:06:41,520
‫آوای مارپیچ، برخیزان—

97
00:06:41,520 --> 00:06:42,540
‫خفه شو.

98
00:06:42,540 --> 00:06:44,050
‫سفت شو، ای خون من.

99
00:06:44,050 --> 00:06:47,050
‫فولاد شو، چکشی شو که همه چیز را در هم می‌شکند.

100
00:06:47,050 --> 00:06:48,840
‫یانلینگ: سخت‌سازی فیزیکی!

101
00:06:56,090 --> 00:06:58,230
‫یانلینگ: تراکم!

102
00:07:01,480 --> 00:07:03,470
‫یانلینگ: زمان صفر!

103
00:07:06,900 --> 00:07:07,650
‫بمیر!

104
00:07:07,650 --> 00:07:09,900
‫کنترل زمان. یانلینگ: چرخِ زمان!

105
00:07:11,200 --> 00:07:13,370
‫زمان صفر... غیرفعال شد؟

106
00:07:20,040 --> 00:07:23,060
‫یکی داره یانلینگ من رو مختل می‌کنه، و همین اطرافه.

107
00:07:23,790 --> 00:07:24,420
‫کجاست؟

108
00:07:33,430 --> 00:07:34,140
‫زمان صفر!

109
00:07:36,060 --> 00:07:37,220
‫یانلینگ: چرخِ زمان!

110
00:07:37,890 --> 00:07:38,430
‫سمت چپ.

111
00:07:39,490 --> 00:07:40,480
‫پیدات کردم!

112
00:07:41,940 --> 00:07:44,310
‫وای نه! وقتی داره از چرخِ زمان استفاده می‌کنه نمی‌تونه تکون بخوره.

113
00:07:44,310 --> 00:07:44,940
‫جلوشو بگیرید!

114
00:08:08,340 --> 00:08:09,710
‫خیلی کُندی.

115
00:08:11,090 --> 00:08:12,970
‫زمان... صفر.

116
00:08:15,530 --> 00:08:17,290
‫اگه میخوای جلوی منو بگیری،

117
00:08:17,970 --> 00:08:20,470
‫حداقل به یه ارتش نیاز داری.

118
00:08:27,900 --> 00:08:29,940
‫قربان، حالتون خوبه؟

119
00:08:29,940 --> 00:08:31,920
‫من خوبم. همه‌چی ردیفه.

120
00:08:31,920 --> 00:08:33,520
‫اون آدما کی بودن دیگه؟

121
00:08:33,520 --> 00:08:34,860
‫دشمنان ما.

122
00:08:35,230 --> 00:08:37,910
‫مگه دشمنان ما... اژدها نیستن؟

123
00:08:37,910 --> 00:08:40,400
‫درسته، اما فقط اژدها نیستن.

124
00:08:40,400 --> 00:08:43,410
‫و بعضی وقتا، اونا حتی از اژدها هم دردسرسازترن.

125
00:08:43,410 --> 00:08:46,040
‫خب پس... اونا کین؟

126
00:08:46,460 --> 00:08:47,420
‫هیس...

127
00:08:48,080 --> 00:08:51,050
‫فعلاً لازم نیست بدونی.

128
00:08:52,040 --> 00:08:54,460
‫آره درسته، همون سال اول گفتید که

129
00:08:54,460 --> 00:08:57,330
‫اگه زیاد بدونم ممکنه به کشتنم بده.

130
00:09:03,810 --> 00:09:05,890
‫متأسفم، عملیات رهگیری شکست خورد.

131
00:09:05,890 --> 00:09:08,400
‫اشکالی نداره. برو به حراجی،

132
00:09:08,760 --> 00:09:11,730
‫و سعی کن به اون جوونی که آنجو با خودش آورده نزدیک بشی.

133
00:09:12,320 --> 00:09:13,150
‫متوجه شدم.

134
00:09:13,670 --> 00:09:15,080
‫بذار تکرار کنم:

135
00:09:15,080 --> 00:09:18,390
‫تو باید نقش یه خریدار جدید رو توی حراجی بازی کنی،

136
00:09:18,390 --> 00:09:19,950
‫و کمکمون کنی یه چیزی بخریم.

137
00:09:19,950 --> 00:09:20,890
‫فهمیدم.

138
00:09:20,890 --> 00:09:22,470
‫هویتت رو شرح بده.

139
00:09:22,470 --> 00:09:25,620
‫من لو مینگ‌فی‌ام، یه آدم تازه به دوران رسیده.

140
00:09:25,620 --> 00:09:27,380
‫دارم سعی می‌کنم قریحه هنریمو بالا ببرم

141
00:09:27,380 --> 00:09:29,700
‫چون عاشق یه دختر از کالج هنر شدم.

142
00:09:29,700 --> 00:09:32,350
‫بالاخره پام به این حراجیِ باکلاس باز شده،

143
00:09:32,350 --> 00:09:36,670
‫پس قراره یه چیز خفن بگیرم و بذارم تو ویلای ساحلیم!

144
00:09:36,670 --> 00:09:38,440
‫خوبه. اینو بگیر.

145
00:09:40,330 --> 00:09:41,430
‫سیگار برگ؟

146
00:09:41,730 --> 00:09:43,890
‫من بلد نیستم از این چیزای گرون بکشم.

147
00:09:44,280 --> 00:09:45,320
‫من حتی سیگار معمولیم نمی‌کشم.

148
00:09:45,320 --> 00:09:46,350
‫لازم نیست بکشی.

149
00:09:46,350 --> 00:09:48,030
‫فقط بذارش گوشه لبت.

150
00:09:48,030 --> 00:09:49,770
‫تو داری میری حراجی،

151
00:09:49,770 --> 00:09:52,610
‫پس نیاز به یه سرگرمی گرون‌قیمت داری که جایگاهت رو نشون بدی.

152
00:09:52,610 --> 00:09:54,990
‫این یه سیگار درجه یکه که دونه‌ای ۴۰۰۰ تا قیمتشه.

153
00:09:54,990 --> 00:09:56,820
‫ب-برای یه نخ سیگار؟

154
00:09:56,820 --> 00:09:58,650
‫خیلی تازه به دوران رسیده‌اس، آره.

155
00:09:58,650 --> 00:10:01,880
‫برای همین تو رو انتخاب کردم نه «چو زیهانگ» یا «سزار» رو.

156
00:10:01,880 --> 00:10:05,560
‫آره دیگه. کی جز من انقدر خَز و پُزوییه؟

157
00:10:05,560 --> 00:10:06,990
‫این دعوتنامه‌ی توئه.

158
00:10:06,990 --> 00:10:09,590
‫نورما برات یه حساب توی بانک زوریخ باز کرده،

159
00:10:09,590 --> 00:10:11,590
‫و ۲ میلیون به عنوان ضمانت امنیتی توش ریخته.

160
00:10:11,590 --> 00:10:13,590
‫واو! ۲ میلیون!

161
00:10:13,590 --> 00:10:16,920
‫اینا بودجه مأموریته، و بعد از مأموریت از حسابت برداشته میشه.

162
00:10:18,080 --> 00:10:20,620
‫به آینده کار ندارم، همین الان که دارمش مهمه.

163
00:10:21,130 --> 00:10:24,360
‫راستی قربان، شما خودتون آدم باکلاسی هستید،

164
00:10:24,360 --> 00:10:26,150
‫و خیلی هم پولدار به نظر میاید.

165
00:10:26,150 --> 00:10:28,550
‫چرا خودتون نمیخریدش؟

166
00:10:28,550 --> 00:10:30,640
‫حراجی یه بازی روانیه.

167
00:10:30,640 --> 00:10:33,680
‫مخصوصاً برای آیتم‌های کمیاب که به‌ندرت تو بازار میان،

168
00:10:33,680 --> 00:10:36,070
‫هیچ‌کس نمی‌تونه فوراً قیمتشون رو تخمین بزنه.

169
00:10:36,070 --> 00:10:39,050
‫اما اگه یه خریدارِ کارکشته قیمتِ بالا پیشنهاد بده،

170
00:10:39,050 --> 00:10:40,640
‫خیلیای دیگه هم دنبالش راه میفتن،

171
00:10:40,640 --> 00:10:42,350
‫و قیمت رو می‌برن بالا.

172
00:10:42,350 --> 00:10:45,200
‫و من یه خریدار کارکشته‌ام.

173
00:10:45,200 --> 00:10:47,010
‫تقریباً همه اونجا منو می‌شناسن.

174
00:10:47,010 --> 00:10:50,150
‫یعنی وقتی شما قیمت میدید، یعنی اون جنس باارزشه؟

175
00:10:50,150 --> 00:10:51,540
‫به عبارت دیگه، من فقط طعمه‌ام؟

176
00:10:51,540 --> 00:10:53,600
‫آره، تو طعمه‌ای.

177
00:10:53,600 --> 00:10:56,150
‫من اونجام تا فقط روی چندتا آیتم کوچیک برای نمایش قیمت بدم.

178
00:10:56,150 --> 00:10:58,800
‫روی هدف اصلی پیشنهادی نمیدم.

179
00:10:59,120 --> 00:11:01,770
‫امیدوارم که نادیده گرفته بشه.

180
00:11:01,770 --> 00:11:05,560
‫ولی تو روش قیمت میذاری، و بقیه فکر می‌کنن چیز بی‌ارزشیه،

181
00:11:05,560 --> 00:11:07,840
‫چون تو یه تازه‌کاری که همچین چیزایی میخره.

182
00:11:07,840 --> 00:11:10,880
‫بنابراین، هیچ‌کس باهات رقابت نمی‌کنه،

183
00:11:10,880 --> 00:11:12,910
‫و تو می‌تونی با کمترین قیمت بخریش.

184
00:11:13,760 --> 00:11:14,870
‫گرفتم!

185
00:11:14,870 --> 00:11:17,830
‫راستی قربان، میدونید چو زیهانگ کجا رفت؟

186
00:11:17,830 --> 00:11:20,650
‫دیروز یه دانشجوی جدید به اسم «شیا می» رو دیدیم.

187
00:11:20,980 --> 00:11:23,560
‫نورما به چو زیهانگ یه مأموریت دیگه داد.

188
00:11:23,560 --> 00:11:24,240
‫نورما.

189
00:11:24,610 --> 00:11:26,400
‫چو زیهانگ الان داره شیا می رو

190
00:11:26,400 --> 00:11:28,850
‫می‌بره شهربازی «سون فلگز» تا سوار ترن هوایی بشن و بگردن،

191
00:11:28,850 --> 00:11:31,540
‫و یه سری راهنمایی‌های قبل از ثبت‌نام بهش بده.

192
00:11:31,540 --> 00:11:34,820
‫هی، چرا اون باید یه دختر خوشگل رو ببره ترن هوایی،

193
00:11:34,820 --> 00:11:36,420
‫اون‌وقت من اینجا گیر کردم؟

194
00:11:36,420 --> 00:11:38,180
‫من رئیس دانشگاهم.

195
00:11:38,180 --> 00:11:40,050
‫مگه من از یه دختر خوشگل مهم‌تر نیستم؟

196
00:11:42,310 --> 00:11:45,670
‫معلومه که شما مهم‌ترید.

197
00:11:47,130 --> 00:11:48,020
‫از ماشین پیاده شو.

198
00:11:48,020 --> 00:11:51,510
‫ها؟ نه بابا، بخاطر غرور مردونه؟

199
00:11:51,510 --> 00:11:53,170
‫همچین کاری نمی‌کنید، نه؟

200
00:11:54,720 --> 00:11:57,440
‫تو طعمه‌ای، پس نمی‌تونی با من دیده بشی.

201
00:11:57,440 --> 00:11:59,390
‫الان یکی میاد همین‌جا سوارت می‌کنه.

202
00:11:59,390 --> 00:12:01,100
‫یادت نره لباسات رو عوض کنی.

203
00:12:01,100 --> 00:12:02,450
‫سرتو بگیر بالا و راه برو.

204
00:12:02,450 --> 00:12:04,690
‫تو اومدی اینجا ۲ میلیون پیاده بشی،

205
00:12:04,690 --> 00:12:06,130
‫پس باید مغرور باشی.

206
00:12:06,700 --> 00:12:08,940
‫تازه ترم قبل دو تا درس رو هم افتادی.

207
00:12:08,940 --> 00:12:10,790
‫اگه این مأموریت رو بی‌نقص انجام بدی،

208
00:12:10,790 --> 00:12:12,140
‫نمره قبولی برات رد می‌کنم.

209
00:12:12,840 --> 00:12:13,610
‫قبوله؟

210
00:12:15,590 --> 00:12:16,960
‫قبوله.

211
00:12:16,960 --> 00:12:19,180
‫بهت که گفتم گشتن با من خیلی بهتر از

212
00:12:19,180 --> 00:12:21,040
‫گشتن با دخترای خوشگله، مگه نه؟

213
00:12:21,040 --> 00:12:22,720
‫آ-آره.

214
00:12:22,720 --> 00:12:23,890
‫این هدفون رو بذار تو گوشت.

215
00:12:23,890 --> 00:12:25,890
‫طول حراجی بهت میگم چیکار کنی.

216
00:12:26,660 --> 00:12:27,680
‫باشه.

217
00:12:28,470 --> 00:12:32,020
‫ولی قربان، من هنوزم حس می‌کنم به درد این کار نمی‌خورم.

218
00:12:32,020 --> 00:12:34,440
‫من واقعاً از حراجی سر در نمیارم. اگه گند بزنم چی؟

219
00:12:34,440 --> 00:12:35,850
‫سر در نمیاری هم اشکالی نداره.

220
00:12:35,850 --> 00:12:38,620
‫کالج فرصت‌های یادگیری زیادی برات فراهم می‌کنه.

221
00:12:39,210 --> 00:12:42,880
‫تو الان تنها رتبه S توی کلِ کالجی.

222
00:12:42,880 --> 00:12:44,490
‫چیزای زیادی هست که باید یاد بگیری.

223
00:12:45,090 --> 00:12:48,670
‫تا وقتی که من و «نگهبان شب» هنوز می‌تونیم کالج رو سرپا نگه داریم،

224
00:12:49,230 --> 00:12:50,580
‫هر چقدر می‌تونی سریع یاد بگیر.

225
00:12:51,720 --> 00:12:55,080
‫چون وقت... داره تموم میشه.

226
00:12:56,760 --> 00:12:58,590
‫وقت داره تموم میشه؟

227
00:12:58,870 --> 00:13:02,270
‫با این سنی که من دارم، فکر می‌کنی چقدر دیگه زنده می‌مونم؟

228
00:13:02,970 --> 00:13:05,390
‫من یکی از اولین اعضای «انجمن شیردل» هستم.

229
00:13:06,370 --> 00:13:09,770
‫البته، اگه تو هم کلِ قرن بیستم رو زندگی کرده بودی،

230
00:13:09,770 --> 00:13:14,000
‫اندازه من نسبت به مرگ بی‌تفاوت بودی.

231
00:13:14,000 --> 00:13:17,560
‫پس چرا انقدر سیگار می‌کشید؟

232
00:13:17,560 --> 00:13:19,710
‫مزیتِ داشتن ژن اژدها اینه که

233
00:13:19,710 --> 00:13:22,650
‫اکثر ما هیچ‌وقت دچار بیماری‌های کشنده نمیشیم.

234
00:13:23,190 --> 00:13:24,880
‫اگه قرار باشه یه روزی بمیرم،

235
00:13:25,460 --> 00:13:28,280
‫بخاطر اینه که اعضای بدنم از کار افتادن و دیگه به درد نمی‌خورن،

236
00:13:28,280 --> 00:13:31,350
‫یا اینکه... یانلینگِ یه «امپراتور اژدها» کله‌مو ترکونده.

237
00:13:36,140 --> 00:13:37,850
‫خیلی خب، می‌تونی بری.

238
00:13:37,850 --> 00:13:39,370
‫اوه، من...

239
00:13:40,290 --> 00:13:41,070
‫قربان!

240
00:13:41,070 --> 00:13:43,860
‫برو، برو تو میدون نبردِ ثروت بجنگ،

241
00:13:43,860 --> 00:13:46,040
‫ای وارث جوان و مایه‌دار کشورمون، شین‌گو!

242
00:13:50,130 --> 00:13:52,700
‫خب اینم از جمع‌بندیِ اتفاقات قبلی.

243
00:14:08,960 --> 00:14:10,670
‫ببخشید، اجازه بدید رد شم.

244
00:14:13,840 --> 00:14:16,280
‫اوه، این دیگه کیه؟

245
00:14:21,680 --> 00:14:23,900
‫سلام، می‌تونم دعوتنامه‌تون رو ببینم...

246
00:14:26,290 --> 00:14:28,640
‫آقای «ریکاردو ام. لو».

247
00:14:29,220 --> 00:14:31,450
‫سلام آقای لو، حراجی داره شروع میشه.

248
00:14:31,450 --> 00:14:32,320
‫بفرمایید داخل.

249
00:14:34,620 --> 00:14:35,840
‫من «ام. لو» نیستم.

250
00:14:36,290 --> 00:14:37,350
‫ها؟

251
00:14:49,800 --> 00:14:51,680
‫اون ماشین فقط اسکورتش بود؟

252
00:14:51,680 --> 00:14:53,580
‫این کیه دیگه؟ چقدر تو چشمه.

253
00:14:57,010 --> 00:14:58,550
‫قربان، از این طرف.

254
00:15:20,230 --> 00:15:21,200
‫پُزوی بدبخت.

255
00:15:21,200 --> 00:15:22,790
‫پس طرف تازه به دوران رسیده‌اس.

256
00:15:22,790 --> 00:15:23,850
‫بریم تو.

257
00:15:23,850 --> 00:15:24,640
‫بریم.

258
00:15:24,640 --> 00:15:25,760
‫دیدی چی شده؟

259
00:15:25,760 --> 00:15:26,930
‫یارو دو تا ساعت دستشه!

260
00:15:26,930 --> 00:15:29,070
‫حتی نمی‌فهمه چقدر احمقه.

261
00:15:27,550 --> 00:15:29,070
‫هی، صبر کن...

262
00:15:29,440 --> 00:15:31,210
‫چرا دارید می‌خندید؟

263
00:15:31,210 --> 00:15:34,720
‫ا-اینا برندهای معروفنا. ا-اینو ببین...

264
00:15:34,720 --> 00:15:35,610
‫هنوزم دارید بهم می‌خندید؟

265
00:15:35,610 --> 00:15:38,330
‫دارن بهت می‌خندن چون همه این برندها رو با هم پوشیدی،

266
00:15:38,850 --> 00:15:40,670
‫و میگن تیپت هیچ هماهنگی‌ای نداره.

267
00:15:40,670 --> 00:15:44,040
‫به این آدما محل نذار. استایل تو اینجوریه دیگه.

268
00:15:44,560 --> 00:15:46,420
‫چه تیپ مزخرفی.

269
00:15:47,130 --> 00:15:48,970
‫بریم.

270
00:16:03,690 --> 00:16:08,320
‫صندلی من... ردیف ۱۰، صندلی ۱۷...

271
00:16:11,440 --> 00:16:13,290
‫سلام، اینجا ردیف ۱۰ صندلی ۱۷ هستش؟

272
00:16:13,290 --> 00:16:14,140
‫درسته.

273
00:16:14,140 --> 00:16:15,170
‫آه، ممنون.

274
00:16:15,910 --> 00:16:18,830
‫«روماریو تانگ سِن» هستم، «روما» صدام کن.

275
00:16:18,830 --> 00:16:21,760
‫ام... سلام، منم لو مینگ‌فی‌ام.

276
00:16:21,760 --> 00:16:22,790
‫قبلاً ندیده بودمت.

277
00:16:23,130 --> 00:16:24,290
‫تازه واردی؟

278
00:16:24,290 --> 00:16:27,710
‫ام... من تو «شین‌گو» به عنوان معمار کار می‌کنم.

279
00:16:28,190 --> 00:16:29,710
‫خانواده‌ام هم تو کار معماری‌ان.

280
00:16:29,710 --> 00:16:32,340
‫زیاد حرف نزن. سوتی میدی.

281
00:16:33,820 --> 00:16:35,640
‫خانم‌ها و آقایان،

282
00:16:35,640 --> 00:16:38,770
‫حراجی تا پنج دقیقه دیگر آغاز می‌شود.

283
00:16:38,770 --> 00:16:40,560
‫من مسئول حراجیِ این رویداد هستم.

284
00:16:40,560 --> 00:16:45,880
‫لطفاً راکت‌های پیشنهاد خود را نگه دارید و هر چیزی که چشمتان را گرفت از دست ندهید.

285
00:16:45,880 --> 00:16:48,820
‫حالا، چراغ‌ها خاموش،

286
00:16:48,820 --> 00:16:50,570
‫لطفاً چشم‌هایتان را ببندید.

287
00:16:50,570 --> 00:16:53,030
‫چه خبره؟ دارن «مافیا» بازی می‌کنن؟

288
00:16:55,600 --> 00:16:57,660
‫همه... چرا انقدر حرف‌گوش‌کنن؟

289
00:16:57,660 --> 00:16:59,580
‫لطفاً چشم‌هایتان را باز کنید.

290
00:17:10,460 --> 00:17:12,520
‫تکون نخور. این‌ور اون‌ور رو نگاه نکن.

291
00:17:12,520 --> 00:17:15,240
‫اما... اونا... اونا...

292
00:17:15,240 --> 00:17:18,720
‫آره، همشون «چشم‌های طلایی» واقعی دارن.

293
00:17:18,720 --> 00:17:20,880
‫اینجا مهمونیِ بالماسکه نیست.

294
00:17:21,500 --> 00:17:24,440
‫اونا چشم‌های طلایی‌شون رو نشون میدن تا اصل‌ونسب‌شون رو به رخ بکشن.

295
00:17:24,940 --> 00:17:27,850
‫هر کسی که تو این حراجی شرکت کرده یه دورگه‌اس.

296
00:17:27,850 --> 00:17:31,980
‫اینجا... ضیافتِ اژدهایانه!

297
00:17:35,060 --> 00:17:37,060
‫ضیافت اژدهایان؟

298
00:17:37,510 --> 00:17:40,380
‫یه مشت نیمه‌اژدها که تو لونه اژدها پارتی گرفتن، آره؟

299
00:17:40,380 --> 00:17:43,330
‫ولی من تنها خرگوشِ کوچولوی اینجام!

300
00:17:43,330 --> 00:17:45,870
‫بسیار خب، چراغ‌ها روشن.

301
00:17:48,080 --> 00:17:50,960
‫چطور بود؟ داری به این مراسم عادت می‌کنی؟

302
00:17:51,320 --> 00:17:52,240
‫آره.

303
00:17:53,200 --> 00:17:56,670
‫خیلی وقت بود چشم‌های طلایی فوق‌خالقم رو به رخ نکشیده بودم.

304
00:17:58,040 --> 00:17:59,600
‫همه حراجی‌ها اینجوریه؟

305
00:17:59,600 --> 00:18:03,300
‫بله، این مراسم از وقتی که این حراجی‌ها شروع شده اجرا میشه.

306
00:18:03,300 --> 00:18:06,870
‫خیلی‌ها چشم‌های طلایی‌شون رو روشن می‌کنن تا خلوص خونشون رو به رخ بکشن،

307
00:18:06,870 --> 00:18:09,540
‫و وقتی به بقیه نگاه می‌کنن تحت‌فشار بذارنشون.

308
00:18:09,540 --> 00:18:11,530
‫هرچی نباشه، جمعیت اینجا خیلی متنوعه.

309
00:18:11,530 --> 00:18:15,410
‫غیر از ما آدم‌های معمولی که تو حراجی هستیم،

310
00:18:15,410 --> 00:18:17,360
‫اعضایی از «اتحاد سیزده خاندان»،

311
00:18:17,360 --> 00:18:20,320
‫«محفل سرّی» و «سازمان شکارچیان» هم هستن.

312
00:18:20,320 --> 00:18:21,530
‫چی؟

313
00:18:22,080 --> 00:18:24,870
‫دورگه‌ها به جناح‌های مختلف تقسیم شدن؟

314
00:18:25,210 --> 00:18:26,830
‫اون شخص رو توی قسمت VIP ببین.

315
00:18:26,830 --> 00:18:28,330
‫اونا مالِ سیزده خاندان هستن.

316
00:18:28,330 --> 00:18:31,690
‫خانواده‌شون قدرت اقتصادی خیلی زیادی داره.

317
00:18:31,690 --> 00:18:36,800
‫شایعه شده که سیزده خاندان دارن همکاری با یه جناح دیگه رو شروع می‌کنن.

318
00:18:37,370 --> 00:18:38,720
‫اوه!

319
00:18:38,720 --> 00:18:41,490
‫حالا... وقتشه که بهت یه درس بدم.

320
00:18:43,000 --> 00:18:44,720
‫ببخشید، اهم.

321
00:18:45,110 --> 00:18:46,280
‫قربان، بفرمایید.

322
00:18:46,280 --> 00:18:49,840
‫تو همیشه فکر می‌کردی کالج کاسل تنها جاییه که دورگه‌ها دور هم جمع شدن، نه؟

323
00:18:51,280 --> 00:18:53,570
‫خیلی خب بابا، من نادونم.

324
00:18:53,570 --> 00:18:57,030
‫در واقع، دورگه‌ها همیشه توی نقاط مختلف دنیا پخش بودن.

325
00:18:57,030 --> 00:19:00,660
‫فقط بخش کوچیکی انتخاب شدن تا وارد کالج کاسل بشن.

326
00:19:00,830 --> 00:19:01,990
‫اتحاد مخفی

327
00:19:01,100 --> 00:19:04,000
‫بقیه‌شون سبک زندگی خودشون رو دارن.

328
00:19:01,990 --> 00:19:03,370
‫انجمن پزشکی
‫قلب مقدس

329
00:19:03,370 --> 00:19:04,740
‫شکارچیان

330
00:19:06,220 --> 00:19:07,990
‫پس ما جزو کدوم جناحیم؟

331
00:19:07,990 --> 00:19:10,140
‫کالج کاسل قبلاً به اسم «محفل سرّی» شناخته می‌شد،

332
00:19:10,140 --> 00:19:13,610
‫که مأموریتش نابودی تمام اژدهایان اصیل بود.

333
00:19:13,090 --> 00:19:17,300
‫محفل سرّی

334
00:19:14,390 --> 00:19:17,200
‫اما، همه دورگه‌ها این ایدئولوژی رو ندارن.

335
00:19:17,670 --> 00:19:21,340
‫اونا از اژدهایان متنفرن، اما خودشون رو طرف انسان‌ها هم نمی‌دونن.

336
00:19:21,340 --> 00:19:24,250
‫همه این جناح‌ها، از جمله محفل سرّی،

337
00:19:24,250 --> 00:19:26,470
‫خون خودشون رو برتر از بشریت می‌دونن،

338
00:19:26,470 --> 00:19:29,460
‫و خودشون رو به عنوان «نژاد سوم» بین انسان و اژدها قرار میدن.

339
00:19:29,460 --> 00:19:30,890
‫ولی بخاطر دیدگاه‌های متفاوتی که دارن،

340
00:19:31,250 --> 00:19:33,120
‫ممکنه از ما حمایت نکنن.

341
00:19:33,120 --> 00:19:34,460
‫اوه... پس...

342
00:19:34,460 --> 00:19:37,290
‫اولین آیتم الان برای فروش گذاشته میشه.

343
00:19:37,290 --> 00:19:39,060
‫خیلی خب، بیا این بحث رو تموم کنیم،

344
00:19:39,060 --> 00:19:40,700
‫و از حراجی لذت ببریم.

345
00:19:40,700 --> 00:19:44,120
‫وقتی بهت علامت دادم، راکتت رو با بی‌خیالیِ تمام ببر بالا،

346
00:19:44,120 --> 00:19:46,950
‫بعد قیمت بالا بده، و کار رو تموم کن.

347
00:19:46,950 --> 00:19:49,040
‫همونطور که شما جوونا میگید،

348
00:19:49,040 --> 00:19:50,700
‫فقط شاخ باش.

349
00:19:52,000 --> 00:19:53,650
‫این کاریه که توش استادم!

350
00:20:16,730 --> 00:20:19,690
‫در ادامه، بخش ویژه همیشگی‌مون رو داریم،

351
00:20:19,690 --> 00:20:21,580
‫«ملاقات غیرمنتظره».

352
00:20:22,850 --> 00:20:25,750
‫ملاقات؟ باشه، راحت باش با ملاقاتت.

353
00:20:25,750 --> 00:20:29,790
‫شروع شد. مأموریت امروزت گرفتنِ آیتمِ بخش «ملاقات غیرمنتظره» است.

354
00:20:29,790 --> 00:20:31,300
‫برای ما خیلی مهمه.

355
00:20:31,300 --> 00:20:33,040
‫به هر قیمتی شده به دستش بیار.

356
00:20:33,300 --> 00:20:34,210
‫ها؟

357
00:20:35,280 --> 00:20:36,280
‫هوم!

358
00:20:37,060 --> 00:20:40,000
‫بالاخره نوبت منه که خودی نشون بدم؟

359
00:20:40,000 --> 00:20:42,090
‫خیلی خب، بیاید جلو!

360
00:20:42,090 --> 00:20:44,330
‫این یه آیتم فوق‌العاده‌ست.

361
00:20:44,330 --> 00:20:47,800
‫تمام مسئولین حراج وقتی دیدنش شگفت‌زده شدن.

362
00:20:49,340 --> 00:20:51,980
‫انقدر خفنه؟ عمراً چیز خوبی باشه!

363
00:20:52,240 --> 00:20:55,760
‫متأسفانه، ما از پیشینه‌ی اون خبر نداریم،

364
00:20:55,760 --> 00:20:57,700
‫یا حتی قدمتش،

365
00:20:57,700 --> 00:21:02,640
‫بنابراین نمی‌تونیم قیمت پایه مناسبی براش تعیین کنیم.

366
00:21:02,640 --> 00:21:04,380
‫با اجازه فروشنده،

367
00:21:04,380 --> 00:21:07,450
‫این یه حراجی نادر با قیمت پایه صفر خواهد بود.

368
00:21:07,750 --> 00:21:08,530
‫اِ؟

369
00:21:08,530 --> 00:21:14,290
‫همچنین، هر پله افزایش قیمت می‌تونه یک دلار باشه.

370
00:21:15,750 --> 00:21:17,870
‫پس، همچین مالی هم نیست.

371
00:21:17,870 --> 00:21:21,190
‫احتمالاً چیز باارزشی اون تو نیست.

372
00:21:21,190 --> 00:21:22,380
‫شما هم همین فکرو می‌کنید، نه؟

373
00:21:22,730 --> 00:21:25,610
‫این فرصت استثنایی رو از دست ندید!

374
00:21:25,610 --> 00:21:28,010
‫فقط با یک دلار، یه سلاح افسانه‌ای،

375
00:21:28,600 --> 00:21:30,890
‫ست شمشیر و خنجر کیمیاگری!

376
00:21:51,560 --> 00:21:53,750
‫هفت گناه کبیره.

377
00:21:53,750 --> 00:21:58,380
‫حالا، هویت واقعی اون رو برای همتون فاش می‌کنم.

